مهر خیلی طوفانی شروع شد! بیش از چیزی که فکر میکردم.
پ.ن: هرچی بیشتر راجبه گرایش انرژی معماری اطلاعات کسب میکنم بیشتر به این پی میبرم که این همونه که من میخوام. ولی نامردا ظرفیت تهران وحشتناک کمه! وحشتناک! :|
برچسب:
نویسنده: نوید محمدی
برچسب:
نویسنده: نوید محمدی
برچسب: دیرفهمی,
نویسنده: نوید محمدی
برچسب:
نویسنده: نوید محمدی
برچسب:
نویسنده: نوید محمدی
برچسب: هیچهایک,
نویسنده: نوید محمدی
Slade(Alpachino): Did you ever have a feeling that you wanted to go, but still have feeling that you wanted to stay
-scent of a woman-
پ.ن: اینو آلپاچینو با ریتم میخونه توی فیلم. خیلی دوس داشتم این دیالوگ بخشی از یه آهنگ باشه و کاملش رو گوش بدم ولی سرچ کردم دیدم نبود:(
برچسب: ماندگار؟,
نویسنده: نوید محمدی
مثلا من امروز صبح تو راه برگشت از مسافرت بودم، ولی تو ذهنم پشت فرمون ماشین خواهرم اینا بودم (مثلا ماشینو ازشون قرض گرفته بودم که برم دانشگا) و تو مسیر دانشگا داشتم با دوستم راجبه کاتر مارک اُلفای زرد رنگی که قبلا داشتم حرف میزدم. بعد از اونم راجبه تحویل پروژه ی درس معماری اسلامی دو ترم پیش حرف زدیم و براش تعریف کردم که سر اون پروژه، گروهمون چه مکافاتی کشید! خیلیم جدی :|
برچسب:
نویسنده: نوید محمدی
مهر خیلی طوفانی شروع شد! بیش از چیزی که فکر میکردم.
پ.ن: هرچی بیشتر راجبه گرایش انرژی معماری اطلاعات کسب میکنم بیشتر به این پی میبرم که این همونه که من میخوام. ولی نامردا ظرفیت تهران وحشتناک کمه! وحشتناک! :|
برچسب:
نویسنده: نوید محمدی
برچسب:
نویسنده: نوید محمدی
پ.ن: میشه یه ماه دیگه اینموقع بیام اینجا پست بزارم و با خوشحالی بگم ردیف شد؟..
برچسب:
نویسنده: نوید محمدی
زوده واسه اینکه بگم هیچ دلخوشی واسم نمونده؟
بعد از دو ماه دوندگی شبانه روزی و دست و پا زدن تو مشکلات, امروز یه لحظه وایسادم و از خودم پرسیدم اینهمه تلاش واسه چیه؟ تهش که چی بشه؟ جوابی پیدا نکردم جز اینکه یه سری حرفا و شعارای کلیشه ای اومد تو ذهنم که تو فیلمای انگیزشی دیده بودم و تو این موقعیت اصلا به دردم نمیخورد.
تازه یک هشتم مسیر رو طی کردم..
زوده بگم دارم کم میارم؟
برچسب:
نویسنده: نوید محمدی